دیگران در قلمرو ما یا ما در قلمرو دیگران!؟ - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
چندین سال بود با دیدن حیوانات ولگرد که عمدتا هم شامل سگ های خیابانی می شوند با خودم می گفتم چرا هیچ نهاد قانونی برای جمع آوری این حیوانات اقدام نمی کند!؟از مدت ها پیش درگیر این مساله بودم و حتی گاهی با بقیه این موضوع را در میان می گذاشتم تا اینکه یک روز جمله ای تلنگری به من و این خیالات وارد کرد که ...
گوژپشت نتردام! - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
کتابی که امروز تموم کردم همین تیتر بود! چی بگم والا ...قبل از اینکه با آخر داستان برسم یک سری چیزها برای انتهای داستان پیش بینی کردم که تماما غلط در اومد! یعنی حتی یکیش هم درست در نیومد! از این اتفاق خیلی خوشحال شدم!چون فهمیدم هر چی بیشتر کتاب می خونم بیشتر به کمبود دانشم پی می برم و اون وقته که  خو...
گوژپشت نتردام...! - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
گوژپشت نتردام به واقع روایتی ست غم ناک از عشقی پاک و زیبا...داستان در زمینه ای از حزن و پیشامدهای ناگوار جلو می رود...از کلود فرولو که راهبی دانشمند است گرفته تا برادر کوچکش ژان که در شیرخوارگی پدر و مادرش را  بر اثر طاعون از دست داده و تحت حمایت برادر است  و کازیمودوی گوژپشتی که درگیر تیره روزی ابد...
همزاد - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
کتاب همزاد دومین کتاب نویسنده ی روسی ، فیودور داستایوفسکی است.کتابی است درباره ی زندگی یک مرد به نام یاکوف پتروویچ گالیادکین. مردی که کارمند اداره ایست در سن پترزبورگ.اتفاقاتی می افتد که کم کم او را در مسیر جنون قرار می دهد و سرانجام هم به طور کامل به این گرداب می افکند!در اوایل داستان بدون دعوت نام...
کویر... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
وانگهی  ، برای آن گروه از فرزندان آدم که هبوط را برای نوع خویش فاجعه ای می شمارند ، کویر سرنوشت ناکامی و تلخی و عطش ابدی آدمی است که به آن میوه ی ممنوع نزدیک شده است . و بنابراین ، یک معجزه ی سیاه است ، اما برای آن گروه از فرزندان آدم ، که سرگذشت آدم را می پذیرند و دنبال می کنند ، هبوط  ، این بهشت س...
او... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
من او را دیدمکه عطر ها را ؛ از حافظهخاطره ها را ؛ از دستو حرف ها را ؛ از گوش هایشبیرون کشیدبرد یک جایی چالشان کرد،دست در جیب به خانه باز گشت،و پس از مدت ها خوابید ...#مژده_خردمندان
شادی و غم... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
آنگاه زنی ندا در داد که :با ما از شادی و غم بگوو او پاسخ داد:شادمانی ، چهره ی بی نقاب اندوه است به معیار دل ،و آوای خنده از همان چاه بر شود که بسیاری ایام ، لبریز اشک باشد . و چگونه غیر این تواند بود؟در خراش تیغ غم بر پیکر هستی آدمی آیینی است ، آنکه شکافی عمیق تر تحمل کند ، پیمانه ی شادمانیش فراخ تر...
آزادی... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
آنگاه یکی از سخنوران شهر او را گفت: بر ما از آزادی بخوان.و او چنین فرمود:به آستان فراخ دروازه ی این شهر و در حصار تنگ دیوارهای خانه ی تان خود به چشم دیده ام ، که بر خاک افتاده اید و آزادی خود سجده می کنید و می پرستید.هم به سان بردگانی که سر به درگاه ستمگری سایند و به تکریم ، ثنای او گویند که بر جانش...
روباه و شازده کوچولو! - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
روباه : تو آن سیاره شکارچی هم هست؟شازده کوچولو : نه!روباه : محشر است! مرغ و ماکیان چطور؟شازده کوچولو : نه!روباه آه کشان گفت : همیشه ی خدا یک پای بساط لنگ است !اما پی حرفش را گرفت و گفت : زندگی یک نواختی دارم. من مرغ ها را شکار می کنم ، آدم ها مرا . همه ی مرغ ها عین همند همه ی آدم ها هم عین هم اند!ای...
کاروان عروس - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
چقدر عکس قشنگیه ...حال آدمو خوب می کنه...امیدوارت می کنه ...لبخند رو میاره روی لبای آدم...عروس دریایی و ماهی های لابلای لباس عروسش اون قدر زیبا و رویایی توی تصویر افتادن که حرف نداره...!پ ن : عروس دریایی یال شیری هستند ایشون!بزرگ ترین گونه ی عروس های دریایی  که قطرش به ۲ متر و طولش به ۱۵ متر هم میرس...
حافظ - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
ای که در کوی خرابات مقامی داریجم وقت خودی ار دست به جامی داریای که با زلف ورخ یار گذاری شب و روزفرصتت باد که خوش صبحی و شامی داریای صبا سوختگان بر سر ره منتظرندگر از آن یار سفرکرده پیامی داریخال سرسبز تو خوش دانه ی عیشی ست ولیبر کنار چمنش وه که چه دامی داریبوی جان از لب خندان قدح می شنومبشنو ای خواج...
مهر - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
انگار همین دیروز بود که مهر شروع شد...آمد ...یواش یواش قدم زد توی کوچه ها و خیابان ها و پارک ها و چهار پنج تا برگ را دلداده ی خودش کرد و به اتاق هایمان سرکی کشید و لباس های گرم را اندک اندک از گنجه ها بیرون آورد و هیزم ها را دسته دسته کرد و قلاب انداخت و خورشید را کمی پایین تر کشید و  ابرها را هل دا...
می افتد... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
روزی در تاریکی کیسه ای برسرمدر گوانتانامو می میرمو روزی دیگربا نخستین لبخند کودک قندهار متولد می شوموقتی پرندگان دریا در کمین نشسته اند منآخرین بازمانده ی بچه لاک پشت هایی هستمکه باید زنده بماندباید خودش را به مد برساندمثل آخرین سربازی که بر خاکریز می دودمی افتد و برمی خیزد ، می افتد و برمی خیزد،می ...
باغ انار... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
خوش باش دل ای دل پس از آن چله نشینی افتاده سر و کار تو با ماه جبینیدر سیر الی الله به دنبال تو بودیمای گنج روانی که عیان روی زمینیدر خلق تو آمیخته شد آینه با آبحیف است که با هرکس  و ناکس بنشینیتمثیل غم عشق تو با قلب ظریفمیک باغ انار است  و یکی کاسه ی چینیلبخند تو با اخم تو زیباست که چون سیبشیرینی و ...
سرماخوردگی - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
سرماخوردگی شاید در مقایسه با بقیه ی بیماری ها چیزی به نظر نیاد ولی بعد که می گیریش می فهمی که نه بابا خیلی هم موجود عجیب و سرسختیه!یادمه سال دوم دبیرستان بودم ...یه گلودرد چرکی خیلی خیلی شدید گرفتم! و از اون جایی که از دکتر (مجاز از آمپول) شدیدا می ترسیدم و می ترسم سعی کردم با جوشونده و داروهایی که ...
حرف دل ما ! - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
دیروز چرخی زدم در میان غزلیات  وحشی بافقی ...به غزلی برخوردم که بسیار زیبا بود و دلنشین...از تو همین تواضع عامی مرا بس استدر هفته ای جواب سلامی مرا بس استنی صدر وصل خواهم و نی پیشگاه قربهمراهی تو یک دو سه گامی مرا بس استبیهوده گرد عرصه ی جولانگه توامگاهی کرشمه ای و خرامی مرا بس استغمخانه ای نمی طلبم...
سرما - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
دیشب با علیرضا که صحبت می کردیم یهویی یاد بچگی ها افتادیم! یاد زمستونا ...یاد کرسی...یاد دور هم بودنا...یادمه بچه تر که بودم(بچه تر چون هنوز هم بچه ام!) وقتی می رفتم خونه ی باباحاجی خدابیامرز ، می نشستم زیر کرسی گرم و باصفایی که همیشه مهمون خونه شون بود...چقدر کیف می داد از بیرون که سوز و سرماش آدم ...
رفیق - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
امروز کلا داغونم و پریشون...پریشب یکی از دوستام تصادف کرد و به رحمت خدا رفت...چند ساعت قبل رفتنش دیده بودمش و سلام و احوال پرسی  کرده بودیم و بعد چند ساعت...اسمش علی بود...قرار بود دیروز با نوید برن خونه که این اتفاق افتاد...نوید بنده خدا خرد شد زیر بار این اتفاق...بقیه ی دوستام هم همین طور...امروز ...
فیدل کاسترو - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
فیدل کاسترو ، آزادی خواهی که خود سد راه آزادی شد!فیدل کاسترو را شاید بتوان نمونه ی بارز آزادی خواه بودن و ضد آزادی بودن در سال های اخیر دانست،کسی که بر ضد امپریالیسم و برای نیل به آزادی سیاسی انقلاب کرد و پس از رسیدن به مسند قدرت ، هم پیمان امپریالیسمی دیگر شد و آرام آرام در مسیر دیکتاتوری قرار گرفت...
برف... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
نزدیک ظهربود که بیدار شدم...تا بیرون را نگاه کردم شوکه شدم! پنج شش سانتی متر برف روی زمین بود و هنوز هم میبارید!آن قدر قشنگ بود که دوست داشتم زمان متوقف شود و همان جا کنار پنجره بنشینم و بیرون را نگاه کنم...ناگهان ، حجم عظیمی از غم ، بر دلم نشست...به همان دلایلی که سال قبل ، دقیقا همین موقع سال که ب...