چای داغ... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
امروز وقتی کلاس پاتو عملی تموم شد با محمد راه افتادیم سمت ایستگاه مترو قایم...چند متر مونده به ایستگاه دو تا خانم ۴۵-۵۰ ساله دیدیم که توی هوای سرد نشسته بودن رو یه نیمکت و با لذت داشتن چایی می نوشیدن...فلاسک چای شون هم روی نیمکت بود...اون قدر کیف کردم که تا چند دقیقه با محمد درباره مزایای چای نوشیدن...
رقص ایرانی... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
گریزی زدم به اشعار سیاوش کسرایی...چقدر پر حرارت و پرشور سخن گفته...بخش پایانی شعر رقص ایرانی...منت می پویم از پای اوفتادهمنت می پایم اندر جام بادهتو برخیز تو بگریزبرقص آشفته بر سیم ربابمشدی چون مست و بیتابچو گل هایی که می لغزند بر آب پریشان شو بر امواج شرابمسیاوش کسرایی
دلدار - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
دلدار ز  خواب ناز برخاسته است             چون پیکر صبح قامت آراسته استبرخاستنش روز نوی کرده بلند               غافل که ز عمر ما شبی کاسته است!سیاوش کسرایی
دوست داشتن...(۲) - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
عشق طوفانی و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت.عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است اگر دوری به طول انجامد ، ضعیف می شود ، اگر تماس دوام یابد ، به ابتذال می کشد وتنها با بیم وامید و تزلزل و اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می ماند.اما دوست داشتن با این حالات...
هرگز... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
با من بگو : « وقتی که صدها صد هزاران سالبگذشت ، آنگاه…»اما مگو : هرگز!هرگز چه دور است ، آه!هرگز چه وحشتناک ;هرگز چه بی رحم است! اسماعیل خویی
دوست داشتن...(۳) - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
عشق ، جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی فهمیدن و اندیشیدن نیست.اما دوست داشتن ، در اوج معراجش ، از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله ی بلند اشراق می برد.عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند ...
دوست داشتن...(۴) - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
عشق هرجه دیر تر می پاید کهنه تر می شود و دوست داشتن نوتر.عشق نیرویی است در عاشق ، که او را به معشوق می کشاند ؛ و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست ، که دوست را به دوست می برد.عشق ، تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.عشق ، معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند ، زیرا عشق ...
دوست داشتن...(۵) - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
در عشق ، رقیب منفور است و در دوست داشتن است که : «هواداران کویش را چون جان خویشتن دارند.» که حسد شاخصه ی عشق است چه ، عشق معشوقه را طعمه ی خویش می بیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید و اگر ربود ، با هر دو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد و دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح م...
دوست داشتن...(۶) - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
عشق مأمور تن است و دوست داشتن پیغمبر روح.عشق یک «اغفال» بزرگ و نیرومند است تا انسان به زندگی مشغول گردد و به روزمرگی که طبیعت سخت آن را دوست می دارد ، سرگرم شود ، و دوست داشتن زاده ی وحشت از غربت است و خودآگاهی ترس آور آدمی در این بیگانه بازار زشت و بیهوده.عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن.عشق...
عشق... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
باران با زمزمه ی صدای تو آشناستموج ،  با گیسویتو نسیم ، با تشویش نگاهتگام هایت ، گذار ماه ، در شب مِهنگاهت دغدغه ی خواستن و خودداریچشمانت فاصله ی شراب و هشیاریـ هماره انگار کودکی اکنون از خواب برخاسته است ـدست هایت پیوند پنهان مهربانی و بهار                                                       و شو...
بی هیچ سرانجام... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
چون تیری که از کمان رهیده باشدبا احساسی در پروازاز خویشتن رها شده امبی آنکه درست بدانم«من» همان کمانم که بر جای مانده استیا تیری که به ناکجاآباد می رود،            احساس موسای نوباوه                                  در سبدی که به نیل سپرده اند...استاد علی موسوی گرمارودیپیوند زیتون بر شاخه ی ترنج
انتظار... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
نمی خواستم بنویسم...نمی دانم چه شد که همین طور آمدم و بلاگ اسکای را باز کردم و دلم یک هو هوای نوشتن کرد...دلی که هوای باریدن دارد...بعضی وقت ها هست که همه دور هم جمع اند...می خندند...کیف می کنند...ولی یک نفر ، بی آنکه کسی بفهمد ، بی آنکه کسی ببیندش، در گوشه ای ایستاده و پوزخند می زند...زیر لب می گوی...
دوست داشتن... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
یک جمله ای توی یکی از کانالای تلگرام پیدا کردم از یه نفر که نمیشناختمش و هنوزم البته نمیشناسمش!مضمون جمله دقیقا موازی و هماهنگ با چند تا نوشته ی قبلی وبلاگ هست که از دکتر علی شریعتی نوشته بودم در مقایسه ی «عشق» و «دوست داشتن»!جناب «ایوان تورگینیف» می فرمایند:تو از من می خواهی عاشق باشممن از تو می خو...
حرف ها - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
می دانیبعضی وقت ها با خودم می گویم : اگر تو را ، کنار خودم داشته باشم ، باز هم به همین اندازه ای که الان ، دوستت دارم ، دوستت خواهم داشت یا نه!؟ آن قدر در محبت به تو جلو رفته ام که رسیدن به تو ، از شدت علاقه ام ، محبتم و هیجانم نسبت به تو کم نکند یا نه!؟آن موقع است که کمی عقب تر می روم...به خودم نگا...
حرف ها... - تاریخ: 1395/10/27 ساعت: 5:01
می دانیبعضی وقت ها ، آن قدر دلتنگت می شوم که حد ندارد...دلم می خواهد کنارم می بودی و برایم حرف می زدی...و من ساکت می نشستم و یک روز ، دو روز ، نه ، تمام عمر ، فقط به حرف های تو گوش می کردم ...بعضی وقت ها ، که زیر بار این همه دغدغه و مشغله های مزخرف  در حال له شدنم ، به این فکر می کنم که کاش ، تو ، ک...