خرید بک لینک


من او را دیدم

که عطر ها را ؛ از حافظه

خاطره ها را ؛ از دست

و حرف ها را ؛ از گوش هایش

بیرون کشید

برد یک جایی چالشان کرد،

دست در جیب به خانه باز گشت،

و پس از مدت ها خوابید ...


#مژده_خردمندان


برچسب: نویسنده: نوید شاکری تاريخ: دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 5:01

صفحه بندی