دیروز چرخی زدم در میان غزلیات وحشی بافقی ...به غزلی برخوردم که بسیار زیبا بود و دلنشین...
از تو همین تواضع عامی مرا بس است
در هفته ای جواب سلامی مرا بس است
نی صدر وصل خواهم و نی پیشگاه قرب
همراهی تو یک دو سه گامی مرا بس است
بیهوده گرد عرصه ی جولانگه توام
گاهی کرشمه ای و خرامی مرا بس است
غمخانه ای نمی طلبم از شراب وصل
یک قطره ی بازمانده ی جامی مرا بس است
وحشی مگو ، بگو سگ کو ، بلکه خاک راه
یعنی ز تو نوازش مامی مرا بس است!
وحشی بافقی!
برچسب:
نویسنده: نوید شاکری