دوست داشتن...(۶) | بلاگ

دوست داشتن...(۶)

تعرفه تبلیغات در سایت

عشق مأمور تن است و دوست داشتن پیغمبر روح.

عشق یک «اغفال» بزرگ و نیرومند است تا انسان به زندگی مشغول گردد و به روزمرگی که طبیعت سخت آن را دوست می دارد ، سرگرم شود ، و دوست داشتن زاده ی وحشت از غربت است و خودآگاهی ترس آور آدمی در این بیگانه بازار زشت و بیهوده.

عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن.

عشق غذا خوردن یک حریص گرسنه است و دوست داشتن «همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن» است.

عشق گاه جابجا می شود و گاه سرد می شود و گاه می سوزاند ، اما دوست داشتن از جای خویش ، از کنار دوست خویش برنمی خیزد ؛ سرد نمی شود که داغ نیست ؛ نمی سوزاند که سوزاننده نیست.

عشق رو به جانب خود دارد. خودخواه است و خودپا و حسود و معشوق را برای خویشتن می پرستد و می ستاید ، اما دوست داشتن رو به جانب دوست دارد ؛ دوست خواه است و دوست پا و خود را برای دوست می خواهد و او را برای او دوست می دارد و خود در میانه نیست.

عشق ، اگر پای عاشق در میان نباشد نیست اما در دوست داشتن ، جز دوست داشتن و دوست ، سومی وجود ندارد.



دوست داشتن از عشق برتر است...!

کویر

دکتر علی شریعتی

...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 5:01