حرف ها...

ساخت وبلاگ

می دانی

بعضی وقت ها ، آن قدر دلتنگت می شوم که حد ندارد...دلم می خواهد کنارم می بودی و برایم حرف می زدی...و من ساکت می نشستم و یک روز ، دو روز ، نه ، تمام عمر ، فقط به حرف های تو گوش می کردم ...

بعضی وقت ها ، که زیر بار این همه دغدغه و مشغله های مزخرف  در حال له شدنم ، به این فکر می کنم که کاش ، تو ، کنارم بودی ، می توانستیم با هم قدم بزنیم ، بخندیم ، آواز بخوانیم ، بی آنکه نگرانِ   گذشتن زمان باشیم ...و آن وقت همه ی این سختی ها ، برایم آسان می شد...

 تو ، پایان تمام خستگی ها و دل غمگینی های من خواهی بود...


بسته ی زلف اوست دل

ای دل از آن کیست او!؟

خسته ی چشم اوست جان

مرهم جان کیست او!؟


#خاقانی

...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : دوشنبه 27 دی 1395 ساعت: 5:01